جورج جرداق ( مترجم : حجازى )

75

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )

همچون سزارها ، فنيقى ها ، اكدها ، آرامى ها ، عادها و ثمودها ، رامسس ها ، آتيلاها ، نفرتى تى ها ، ژرمنها ، ساكسونها ، اسكندرها ، كه براى خود روزى داشتند و سرورى ، به زودى در تاريكى و خاموشى فرو ماندند و با لگد دنيا بژرفاى نيستى سرنگون شدند ولى فرزندان ابديت كه بردگى دنيا را نپذيرفتند هميشه زنده و جاويد ماندند و باز زبان اندرزگوى امام بسخن مى آيد و دنيادوستان را از پرستش اين سراى پرفريب بازميدارد و چنين مى سرايد : « به دنيا چنان بنگريد كه پارسايان بدان نگريستند و از آن روى گردانيدند زيرا به خدا سوگند كه به زودى ساكنانش را بدور مى اندازد و آسايشمندان خوشگذران را به سختى و درد مى كشاند ، آنچه از جوانى و توانائى دنيا رفت ديگر باز نمى گردد و آينده‌اش ناشناخته و مبهم است ، شادمانيش با اندوه درآميخته است و توانمندى مردان بناتوانى و سستى مى گرايد پس بهره‌هاى فراوانش شما را نفريبد كه جز مايه‌اى اندك بهرهء شما نخواهد شد خداى رحمت آرد بر آن كس كه در بارهء دنيا بينديشد و عبرت آموزد و بينائى يابد ، زيرا هر چه در دنيا هست به زودى نابود مىشود و آنچه در آخرتست هميشه پايدار است ، لحظات معدود عمر پايان مى يابد و آنچه در انتظار است فرا مى رسد ، و هر آينده‌اى اگر چه به نظر دور آيد نزديك است )

--> ( 1 ) - خطبهء 102 نهج البلاغه